أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
308
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
روم رسيده است هيكل نورانى حضرت خاتم الانبيا و شيخين نيز در ميان آنها بوده است . دحية بن خليفهء الكلبى كه نامهء سعادت را به روم نزد هرقل برده بوده گفته است كه : من آن مكتوب سعادت اسلوب را وقتى به قيصر روم ايصال داشتم كه او در شام بود و من آن را در يك زمان مسرت و انبساط كه خالى از اغيار بود به حضور هرقل رسانيدم ، هرقليوس پس از آنكه نامهء سعادت را به تعظيمات فوق العاده و توقيرات غاية الغايه گرفت و خاتم شريف آن را برداشت بوسيده فتح و قرائت كرد ، بر بالاى يك كرسى كه در نزد خود او بود و بگذاشتن كتب مقدسه اختصاص داشت گذاشت . پس از آن علما و پطارقهء نصارا را احضار و جمع نموده بر بالاى يك كرسى كه در آن عصر براى گفتن خطابه و نطق ساخته شده بود رفت . و بعد از آن يك مقدمهء مشوقه و مؤثره بيان نموده گفت : اى پطارقهء نصارا اين رسالهء شريفه كه زينتبخش دو دست احترام من گرديده است فرمان جهان مطاع پيغمبر آخر الزمان است كه حضرت مسيح ظهور او را از احفاد بنى اسماعيل به ما خبر داده است . هرقليوس پس از گفتن اين در خصوص اوصاف و مكارم حضرت رسالت پناه بعض مقالات ديگر بيان نمود . همانا اين كلمات هرقليوس حضّار را تأثير زياد نموده بوده است كه سامعين پطارقه به كمال تهوّر و اعتراض از جاهاى خود حركت كرده و بر پادشاه خود هجوم نمودند . هرقليوس چون ديد كه در پطارقهء نصارا قابليّت و استعداد آن نيست كه بتوانند نبوّت محمديّه را تصديق و اعتراف نمايند ؛ لهذا محض اينكه حرارت غضب آنان را تسكين كند زبان ستايش و محمدت خويش را تبديل نموده گفت : نه نه مقصود من از ايراد اين كلمات آن بوده است كه درجهء ثبات و اعتقاد شما را در دين مسيح ببينم . نه خود نبوت محمديه را مصدّقم و نه شما را جبر و تشويق مىكنم كه قبول دين اسلام نماييد . چون استحكام عقايد شما را ديدم از شما ممنون شدم . آفرين بر شما ! انسان بايد در هر دينى كه هست اين طور ثبات و استقامت نمايد . پس از آنكه پطارقه را اسكات و اعاده كرد فرداى آن روز مرا به يك اطاق خالى خواسته از احوال و افعال حضرت محمّد سؤال مىكرد و من هم يكان يكان جواب